پارت صد و هفتاد و نهم :

بردیا نفسش را آرام بیرون داد.
روبه رز کرد و گفت:
-بهت زمان می‌دم تا خودت سر فرصت بهش بگی.
رز به نشانه‌ تایید سری تکان‌داد.
-ممنون.
سراسیمه سمت لب‌تاب رفت و فلش را میان انگشتانِ سردش پنهان کرد.برسام وارد سالن شد.در وهله‌ی اول، نگاهش به برادرش افتاد.
چند ثانیه همان‌طور نگاهش کرد و بعد جلو رفت.دستش را روی شانه بردیا گذاشت و پرسید:
-بهتری؟
بردیا در جواب پلک زد.
-تÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان بازگشت گلوله شخصیت کیوان کیوان
تصویر شخصیت ثامر ولی زاده در رمان بازگشت گلوله ثامر ولی زاده
تصویر شخصیت های رز و برسام در رمان بازگشت گلوله برسام و رز
تصویر شخصیت خاج در رمان بازگشت گلوله خاج
تصویر شخصیت بردیا و برسام در رمان بازگشت گلوله بردیا و برسام
تصویر شخصیت بردیا در رمان بازگشت گلوله بردیا
تصویر شخصیت برسام در رمان بازگشت گلوله برسام
تصویر شخصیت رز در رمان بازگشت گلوله رز
تصویر شخصیت دلارا در رمان بازگشت گلوله دلارا
تصویر شخصیت کاور دیگری از رمان در رمان بازگشت گلوله کاور دیگری از رمان
آخرین نظرات ارسال شده
  • شیرین

    1

    وای یا خدا این جن بو داده باز اومد

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😂😂

    ۲ ماه پیش
  • شیرین

    2

    ای خدا جیگرم سوخت برای ببخشید گفتن بردیا 🥺🥺

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥺🥺🥺🥺

    ۲ ماه پیش
  • عاطی

    3

    خاج تو از شاهین هم گودوخ تری😎😉😁

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دختر چطووور این دو تا رو باهم مقااایسه کردی؟؟؟؟؟ خاج گودوخ از نوع بدشهههه ولی شاهین گودوخ از نوع خوبشه😁😁💛💛😍😍

    ۳ ماه پیش
  • زهرا 🩷

    0

    شاهین کی بود ؟

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    کاراکتر رمان تراشه مرگ😍

    ۲ ماه پیش
  • زهرا 🩷

    0

    فقط میتونم بگم واای خداا 😁(جییغغ😂)

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁

    ۲ ماه پیش
  • مهلا

    1

    عالی بود 💜

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    💋💛

    ۳ ماه پیش
  • Myself

    3

    خیلی خوشحال شدم پارت جدید رو دیدم💋 فقط من موندم خاج چراا نمیمیره؟ دلم برا بردیا سوخت وقتی گفت ببخشید.. کلا نمیشه جذابیت این پارت رو با کلمه ای توصیف کرد:))

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ای خدااا🥲💛 بوس بهت قشنگم💋😍💛

    ۳ ماه پیش
  • الی

    2

    یعنی این خاج لعنتی چیکار میخواد بکنه

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خدا میدونه🥲💛

    ۳ ماه پیش
  • لیلا

    1

    ای بمیری خاج خدا لعنتت کنه چرا نمیمیری از دستت راحت بشم عوضی

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    در اصل خاج اینجا سریع باید وارد عمل می‌شد چون برسام در مورد ثامر فهمیده بود و خب کلیدها هم دستش بود.هرآن ممکن بود برعلیه خاج کاری کنه💛💛

    ۳ ماه پیش
  • پری

    2

    خیلی قشنگ بود 🥹 مرسی بابت این پارت زیبا 😍😊

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خوش بشینه به نگاهت عزیزدلم💛🌼

    ۳ ماه پیش
  • هانیه

    3

    خدا لعنتت کنه خاج ! حتی نمیزاری برسام یک روز هم تو آسایش باشه😢🥺 امیدوارم پایان خوبی داشته باشه🙃🥲 مرسی نیلوجون ✨💫

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    در اصل خاج اینجا سریع باید وارد عمل می‌شد چون برسام در مورد ثامر فهمیده بود و خب کلیدها هم دستش بود.هرآن ممکن بود برعلیه خاج کاری کنه💛💛

    ۳ ماه پیش
  • Mahdis

    1

    چ پارتیی خاج چقد خشنه 😑 اجازه کشتنشو ب من میدین؟ خستع نباشی نیلوفر جان 🌿

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    شما مختارید عزیزم💛😁

    ۳ ماه پیش
  • Hananeh

    3

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بالاخرههههه😍💛🥲 عذاب پسرمون تموم شد

    ۳ ماه پیش
  • آمینا

    2

    خوب خداروشکر مسائل حل شد.خدا لعنتت کنه خاج چرا نمیمیری راحت بشیم از دستت

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا🥲🤦🏻‍♀️

    ۳ ماه پیش
  • Hananeh

    2

    تا برسام میاد که کنار خانواده اش خوش باشه خاج میاد میگه آره فکر کردی که چی ؟ به من میگن خاج ناسلامتی😏 اگه به حرفم گوش ندی میزنم پدر و داداشت رو میکشم🔫😑 بابا نیلوفر این خاج رو بنشون سرجاش همش رو مخه😒😂

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    در اصل خاج اینجا سریع باید وارد عمل می‌شد چون برسام در مورد ثامر فهمیده بود و خب کلیدها هم دستش بود.هرآن ممکن بود برعلیه خاج کاری کنه💛💛

    ۳ ماه پیش
  • Hananeh

    2

    من چجوری تا سه شنبه صبر کنمم😫😫 خیلی حساسهه

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    💛💛💛

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️